و من به اشتباهاتی در زندگی ام فکر می کنم که ناشی از دیرفهمی بوده اند. حتی اشتباه هم نه، کارهای غیر اشتباه اما از راه های سختی که اگر زودتر درباره شان می فهمیدم، می توانستم راحت تر انجام بدهم. و حتی زود اعتماد کردن به آدمهایی که به ظاهر بسیار دلسوز و مهربان و جذاب می آمدند، اما وقتی به درونشان پی بردیم فهمیدیم تمام چیزی که دارند همان پوسته بیرونی زیبا و جذاب است و از درون تهی.
اشتباه پشت اشتباه، دیرفهمی، و همه ی آن اتفاقات تلخ، از من چیزی ساخت که حالا هستم. چیزی که حتی با یک سال پیشم بسیار بسیار متفاوت است. چیزی که پوسته بیرونی اش به مرور سخت و ضخیم شده و دیگر به راحتی نشانگر درونش نیست.
سوال من این است که اگر این اشتباهات نبود، اگر همه چیز را همان اول می دانستیم، اگر تا به حال از اعتماد کردن به هیچ آدمی شکست نمی خوردیم، آیا الان اینی هستیم که هستیم؟ چطور باید یاد بگیریم که دیگر اشتباه نکنیم؟ با اشتباه کردن! چطور یاد بگیریم که اعتماد نکنیم؟ با اعتماد بی جا کردن! چطور راه درست زندگی را تشخیص بدهیم؟ با اشتباه رفتن مسیر! آنقدر مسیرهای مختلف را برویم تا راه درست را پیدا کنیم.
پس من افسوس نمی خورم. من پشیمان نیستم. من تجربیات بسیار تلخی از اشتباهاتم دارم، شبهای بسیار سختی را گذراندم، اما برای ادامه دادن راهم، به این تجربه ها نیاز داشتم.
رضا امیرخانی می گوید: آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده..
پ.ن.1: بالاخره پس از سالها جستجو، اون نوع از پارچه چارخونه ای که دلم میخواست رو پیدا کردم!
پ.ن.2: مشاورم گفت با یه دست نمیشه چنتا هندونه برداشت. فلذا کارم رو رها کردم.
پ.ن.3: جول اوستین، رضا امیرخانی و پرنس جان و هر کسی که نقل قول هاشونو میزارم آدمایی هستن که روم تاثیرگذار بودن و براشون احترام خاصی قائلم.
پ.ن.4: محققان جدیدا میگن خیال بافی مداوم به خاطر باهوش بودن شماست! چقدر من این محققایی که ثابت کردن خیلی باهوشم رو دوست دارم:)))
پ.ن.5: خیلی از پدر و مادرها می خوان بچه هاشونو داخل یه آکواریوم شیشه ای نگه دارن و مراقب باشن کسی بهشون آسیبی نرسونه. ولی بالاخره یه روزی تو زندگی هر کسی می رسه که آکواریومی که توش بوده می شکنه و حالا باید خودش خودش رو احیا کنه و سعی کنه تو دنیای بیرون از اون آکواریوم کوچیک زندگی کنه. هممون یه روزی می رسه که با خودمون میگیم دنیا بزرگتر از چیزیه که فکرشو میکردم! حالا، اونی که از اول تو دنیای بیرون زندگی کرده میتونه راحت تر زندگی کنه یا اونی که یهو آکواریومش میشکنه و بی هیچ تجربه ای وارد دنیا میشه؟ کاش بدونن که با این کارشون بیشتر به بچه هاشون آسیب می رسونن. اشتباه و تجربیات تلخ، جزو لاینفک زندگی هستن و زمانی که یک "والد" شدی باید دلشو داشته باشی که ببینی بچه ات قراره علاوه بر روزای شادش، یه روزا و شبای سختی رو هم بگذرونه. این چیزا جزو پروسه ی بزرگ شدن هستن.
برچسب: دیرفهمی,
نویسنده: نوید محمدی