مثلا خودش میگفت من اون زمان که می خواستم تازه وارد بازار کار شم، به عنوان کارآموز بدون حقوق رفتم سر چند تا پروژه بزرگ. مثلا یه ساختمون تجاری 50 و خوردی طبقه تو مشهد. یا یه برجی تو تهران. میگفت 8 صبح می رفتم اونجا و همش ازشون سوال می پرسیدم و کار می کردم و نگاه می کردم تا یاد می گرفتم. شمام باید اینطوری باشین!
حرفای خوبی می زد و راست هم میگفت. با اینکه تو دانشگاه کلی ضوابط و مقررات و باید و نبایدها رو یاد می گیریم، اما کاری که اونجا انجام می دیم، یه سری طراحی های کاملا خیالی و رویاپردازانه است که همه چی اوکیه و همه چیزشم از نظرمون اجراییه و خیلیم فکر می کنیم الان دیگه معمار شدیم و بلدیم. اما میریم تو بازار کار میبینیم همه چی فرق داره. تو کار باید خیلی فنی تر و دقیق تر عمل کنیم و میبینیم که هر طرحی قابل اجرا نیست و باید کلی روش کار بشه و ... و این یعنی ضوابطی که یاد می گیریم اصلا کافی نیست.
این از نظر عملی. از نظر تئوری هم که کلا دست استاده، اگه عشقش بکشه خوب یاد میده اگه نکشه که هیچی فقط میخواد یچی بگه و بره. که عموما مورد دوم اتفاق میفته. اینطوری میشه که اکثر دانشجوهایی که میرن واسه ارشد بخونن یهو میبینن با حجم زیادی از کتابها و مطالبی مواجه شدن که تو دوره دانشگاه بهشون یاد ندادن و براشون جدیده.
این ینی کلا 4 سال دانشگاه ما داریم کشک می سابیم! ینی 4 سال عمرمونو جوری هدر دادیم که نه به درد امتحان ارشدمون میخوره نه به درد بازار کار. فقط یه مدرک علی الحساب دستمون میگیریم که بتونیم باهاش جایی استخدام شیم، البته بعد از اینکه رفتیم کار یاد گرفتیم!
سیستم آموزشی معماری تو هیچ جای دنیا بدتر از این نمیتونه وجود داشته باشه. و این مسئله بیشتر از اینکه تاسف انگیز باشه، ناراحت کننده است. واسه ماهایی که داریم عمر و جوونیمونو تو همچین مملکتی حروم می کنیم واقعا ناراحت کننده است.
حال معماری ایران انقدر بده که وقتی میگن معماری جزو رشته هاییه که بیشترین بیکاری توش وجود داره، واسه ما تعجب برانگیز نیست.
+ یکی از طرف من بزنه تو دهن ترامپ و نتانیاهو لطفا.
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی