خرید بک لینک
حس کردم یسری حرف دارم که باید یه جا نگهشون دارم و کجا بهتر از اینجا.

این روزا که پست نمیذارم و حرفی نمیزنم جزو بیکارترین روزهایی هست که میگذرونم ولی همچنین دوره ای هست که منتظرم بگذره و وارد دوره ی بعدی که مدتهاست مشتاقشم بشم.

امروز تو استوری یکی که الان رفته آمستردام خیلی اتفاقی دیدم یه ساختمون رو نشون داد و گفت اینو معمار ایتالیایی به اسم رنزو پیانو طراحی کرده و من انگار مثلا رنزو پیانو پدربزرگم باشه ذوق کردم از دیدن ساختمونش. و فهمیدم چقدر دلم تنگ شده برای دوره ای که برای ارشد میخوندم و مجبور بودیم ساختمونها و ویژگی هاشونو معماراشونو حفظ کنیم.

ولی از اونجا که من تصمیم گرفتم خلاف جهت رودخونه حرکت کنم (اشاره به پست های قبل) و فعلا ادامه تحصیل ندم و برم برای بازار کار آماده شم و نرم افزارای دیگه ای که لازمه رو یاد بگیرم, فکر کردم چقدر خوب میشه همراه با کارم روزانه یه زمانی رو بذارم و این بار بدون اینکه اجباری برای حفظ کردن کتابای ارشدم داشته باشم, با علاقه بخونمشون. البته کتابای دکتر گلابچی فقط برای ارشد نیست و به نظر من از 50-60 تا کتابی که چاپ کرده, هر معمار 20-30 تاشو باید تو کتابخونش داشته باشه که من فک کنم 10 تاشو دارم الان.

هنوز فارغ التحصیل نشدم و پایان نامم مونده اما از فکر به اینکه دیگه قرار نیس یه روز از آخرای شهریور 8 صب از خواب پاشیم و انتخاب واحد کنیم و مثل هر ترم به برنامه ریزی آموزش دانشکده فحش بدیم, یا با بچه ها تو گروه سر اینکه از کی بریم کلاس بحث کنیم, یا دیگه قرار نیس پشت میزای سفید رسم بشینیم و لپتاپ بذاریم جلومون و پلان بزنیم, دلم میگیره...

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 4:27

صفحه بندی