خرید بک لینک
قبلنا از زمستون خوشم نمیومد. به خاطر سرماش. من سرمایی ام. تحمل سرما برام سخته. از بارونم بدم میاد, چون از خیس شدن بدم میاد. واسه همین قبلنا زمستون که میشد همش غصم میگرفت.

هنوزم سرمایی ام و از بارون بدم میاد. اما زمستونو دوست دارم. برف رو دوست دارم. همه عاشق پاییزن اما من پاییز که میشه فقط خوشحال میشم از اینکه کم کم داریم به زمستون نزدیک میشیم. کم کم باید اونقد لباس بپوشیم که انگار دو برابر وزنمون زیاد شده باشه و باد کردیم. شال گردن بپیچیم دور گردنمون و با سختی کیف و کوله دست بگیریم بریم دانشگا یا مدرسه یا سرکار ... اما همین سختیش لذت بخشه.

ولی همه این صغری کبری چیدنا به کنار. فکر می کنم آدما اون فصلی رو بیشتر دوست دارن که باهاش خاطرات قشنگ تری دارن.

پ.ن.1: حس تموم شدن یه عالمه کار!

پ.ن.2: چنتا پست آخرم همش غر زدن بود. خواستم تنوع بشه:))

پ.ن.3: یه استاد مرمت داریم, خیلی برامون ابهت داره. و خیلی استاد آروم و دوست داشتنیه. امشب خانومش تو اینستا عکس دونفرشونو در حالی که پریده بودن تو هوا گذاشت. یکی از بچه ها اسکرین گرفت گذاشت تو گروه. و ما تا یه ساعت بعدش داشتیم جامه می دریدیم و فریاد می کشیدیم و گیسو می افشاندیم! ینی خدایی هیچکدوممون هرگز نمیتونستیم تو این حالت تصورش کنیم! یکی از بچه ها گفت دیگه ابهت این آدم ریخته شد برامون:)))

پ.ن.4: کلا از مهر به بعد با "بیکاری" غریبه شدم. بعضا مهمونی هم نمیرم انقد کار سرم ریخته :|

پ.ن.5: هنوز منتظرم ردیف شه.. اون یه ماهی که فرصت بود نصفش گذشت. آذر جان لطفا با یه اتفاق خوب شروع شو..

پ.ن.6: آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند, آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟

پ.ن.7: "مردی به نام اوه" رو دارم میخونم. چقدر خوبه این آدم! یه اعتقادات عجیب و جالبی داره همین به شدت پایبند به مقررات و قوانین بودنش برام جالبه. از هرکی ام بدش میاد بهش فحش میده:)))

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 2:08

صفحه بندی